خانه عناوین مطالب تماس با من

زیر آسمان بی‌پناه

Dee

زیر آسمان بی‌پناه

Dee

درباره من

حافظه‌ی بشری دچار نسیان شده است. سرعت وقایع به‌گونه‌ای است که چیزی در خاطر نمی‌ماند. قرار نیست که مسائل بسیار بزرگ باشند تا در یادها ماندگار شوند. همین حوادث عادی است که از کنارشان می‌گذریم و به‌تنهایی بر فراموشی تکیه می‌دهیم. برای من ادبار و ناگواری‌ها چندان فزون ز اندازه شده است که می‌باید جایی باشد تا آن‌ها را بایگانی نمایم. حوادث شاد و شیرین در زندگی‌ام نادرند و حوادث تلخ پر شمارند. جایی را برای هر دو می‌خواهم. هرچند قدرشان و حجم و فشار هستی در مورد هر دو یکی نباشد. ادامه...

جدیدترین یادداشت‌ها

همه
  • .0313.
  • .0312.
  • .0311.
  • .0298.
  • .0310.
  • .0309.
  • .0308.
  • .0307.
  • .0306.
  • .0305.
  • .0304.
  • .0303.
  • .0302.
  • .0301.
  • .0300.
  • .0299.
  • .0297.
  • .0296.
  • .0295.
  • .0294.
  • .0293.
  • .0292.
  • .0291.
  • .0290.
  • .0289.
  • .0288.
  • .0287.
  • .0286.
  • .0285.
  • .0284.
  • .0283.
  • .0282.
  • .0281.
  • .0280.
  • .0279.
  • .0278.
  • .0277.
  • .0276.
  • .0275.
  • .0274.
  • .0273.
  • .0272.
  • .0271.
  • .0270.
  • .0269.
  • .0268.
  • .0267.
  • .0266.
  • .0265.
  • .0264.

بایگانی

  • تیر 1392 4
  • خرداد 1392 37
  • فروردین 1392 15
  • اسفند 1391 2
  • بهمن 1391 13
  • دی 1391 20
  • آذر 1391 48
  • آبان 1391 41
  • مهر 1391 32
  • شهریور 1391 21
  • مرداد 1391 20
  • تیر 1391 34
  • خرداد 1391 40
  • فروردین 1391 1
  • اسفند 1390 1

آمار : 31699 بازدید Powered by Blogsky

عناوین یادداشت‌ها

  • .0083. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 17:21
    تنها مرز آشنایی که می‌شناختم دلی بود از جنس بلور که از ترس شکستن‌ش هرگز جرأت عبورش را نداشتم
  • .0082. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:32
    ای‌کاش یدِ بیضایی بود و چوبی از جادو تا این نیل ِ زمین را می‌شکافت و اُمتِ حود را عبور می‌دادم به دیاری دیگر به کوهپایه‌های تور تا ده سنگ را به ارمغان آوََرَم فراتر از فرمان ِ خدایان.
  • .0081. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:27
    برای آرزوهای خرد؛ تنُگی بلور باید. برای آرزوهای بزرگ؛ گوری تنگ.
  • .0080. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:24
    حضور مستت اندوهِ تمام ستارگان را با طلوعی شاد تاخت می‌زند.
  • .0079. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:22
    آسمان سهمِ دلتنگی‌ش را در پیمانه‌ای گریست که من نوشیدم.
  • .0078. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:21
    این اندوه تاراجت می‌کند باش تا باز برویی.
  • .0077. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:21
    از جوانی با من همراهند پلک‌های بسته‌ام
  • .0076. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:19
    تو و این‌همه فاصله؟ تو که در قلبمی؟
  • .0075. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:17
    به شکست آینه تردید کن هزاران می‌شوی؛ غمَ‌ت هزاران.
  • .0074. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:16
    آینه، تقدیری روزانه است.
  • .0073. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:15
    آینه، سیاه‌چاله‌ای تنهاست بی‌حضور تو!
  • .0072. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:14
    آسمان سخی نیست. تو خاکی متبرک باش.
  • .0071. یکشنبه 8 مرداد‌ماه سال 1391 09:13
    آینه‌ها، شروع دلتنگی ما بودند.
  • .0070. چهارشنبه 28 تیر‌ماه سال 1391 19:03
    جایی هست در انتهای درد که نام تو را نیز فراموش می‌کنم. آن‌جاست که چشمانم را می‌بندم.
  • .0069. چهارشنبه 28 تیر‌ماه سال 1391 14:03
    حماسه‌ای‌ست اشک ریختن بر جنونِ خود که این‌گونه به تطاول دست گشوده است.
  • .0068. چهارشنبه 28 تیر‌ماه سال 1391 14:00
    قفس تنگ است و آغوشت تنگ‌تر قفسی به حجمِ آغوشت می‌خواهم.
  • .0067. یکشنبه 25 تیر‌ماه سال 1391 11:29
    تموز و زمهریر مهر ِ توست که مرا برترین ِ خود قرار داده‌ای. با گوشه‌نگاهی به: اگر با من نبودش هیچ میلی.... چرا ظرف مرا بشکسته لیلی
  • .0066. چهارشنبه 21 تیر‌ماه سال 1391 18:09
    آسمان موطن ِ پرندگانی‌ست که تو آزادِشان کرده‌ای.
  • .0065. چهارشنبه 21 تیر‌ماه سال 1391 15:29
    آسمان همان‌قدر که بزرگ است در چشمان‌ تو کوچک می‌شود. جهان به قدر ِ چشمان توست.
  • .0064. چهارشنبه 21 تیر‌ماه سال 1391 15:29
    ای‌کاش آب بودمی چونان‌چون عطشی در دل ِ یار. ای‌کاش آه بودمی چونان‌چون بغضی در نای ِ یار.
  • .0063. دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 19:07
    آسمانی‌ترین چهره‌ی زمین را دریا رقم می‌زند. از باب دلتنگی برای آزاد بودنِ دریا.
  • .0062. دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 17:08
    یکی بود، یکی نبود تلخ‌ترین آغاز یک قصه بود.
  • .0061. دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 17:06
    اندوه آب و ماه را دستانِ آمرزشی از شانه‌هایم سِتُرد که هراسِ کوچکِ حیات را با عشق آشنا کرد.
  • .0060. دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 17:05
    معبد مرد سرگردان بیابان را سایه‌ی سنگی‌ست که در پناه آن چون جنینی خویش را ستایش می‌کند.
  • .0059. دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 17:04
    در گوش مان به نجوا می‌گویند: پشتت خنجر خورده است و می‌روند.
  • .0058. دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 17:03
    یکی بود... میخواست نباشه. ولی بود.
  • .0057. دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 17:01
    حرف‌هایمان باشد برای بعد بگذار نگاهت کنم... بغض نگاه گلویم را می‌جَوَد.
  • .0056. دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 17:00
    دلش شکست. جمع‌ش نکرد همان‌جا گذاشت و رفت.
  • .0055. شنبه 17 تیر‌ماه سال 1391 17:16
    این اولین چیزی بود که در دنیا برای خودم نوشتم: پنج حلقه‌ی امید در دست دارم پنج راز معرفت هر یک رازی. نخستین راز شعله است راز پرومته با آدمیان و آن‌گاه راز آفتاب و سپس راز ایمان و آن‌گاه رازی خُرد؛ راز اندوه که شادی‌ش مفهوم می‌کند واپسین اما: راز مهری‌ست که در دل می‌ماند.
  • .0054. شنبه 17 تیر‌ماه سال 1391 17:15
    با ستاره‌ی شوق این منم در آستانه‌ی چشمان تو. و می‌دانم چندان پاکم که ذوق لطیف انتظارم را حس کنی. چشمت را آسوده بر هم بگذار؛ رؤیایت را تا خورشید خواهم زیست. و حجیم‌ترین شب زمین را بر برودت نافذ خاک گام خواهم زد. * نه! این فصل سرد را دیگر پروایی نیست پروایی نیست.
  • 329
  • 1
  • ...
  • 7
  • 8
  • صفحه 9
  • 10
  • 11